غزل شمارهٔ ۱۸۵
در خرابات مرا دوش به دوش آوردند
بیخودم بر در آن باده فروش آوردند
شهسواری که نیامد به همه کون فرود
بر در خانه خمار فروش آوردند
دوش بر دوش فلک میزنم امروز که دوش
مستم از کوی خرابات به دوش آوردند
مطربان زیر لب از پردهسرایی، بانی
تا چه گفتند؟ که نی را به خروش آوردند