غزل شمارهٔ ۱۹۸

خام خم را ز لبت، رنگ اگر وام کنند

زاهدان نیز در آن خم طمع خام کنند

چون برد لعل تو از جام تنم جان کهن

ساقیان جان نو آرند و در آن جام کنند

عاشقان جان ز پی مصلحتی می‌خواهند

تا نثار قد و بالای دلارام کنند

شاهدان را همگی زلف نهادن بر روی

غرض آن است که صبح چو منی شام کنند