غزل شمارهٔ ۲۰۴

دوشم آن گلچهره در آغوش بود

حبذا وقتی که ما را دوش بود

لب به لب، رخسار بر رخسار بد

رو به رو، آغوش بر آغوش بود

هرچه آن جز باده بد، مکروه گشت

آنچه غیر از دوست بد، فرموش بود

از می لعل لبش تا صبحدم

بانگ «هایاهای و نوشانوش» بود