غزل شمارهٔ ۲۰۶

ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود

سروی ار سرو سهی را عنبرین گیسو بود

ما که هر روزی به ماه طلعتت گیریم فال

روز و ماه ما مبارک، فال ما نیکو بود

ز آفتاب روی خوبت، دیده من خیره گشت

خیره گردد دیده جایی کافتاب از رو بود

سرو قدت راست جابر جویبار چشم و دل

حبذا باغی که سروش این چنین دلجو بود