غزل شمارهٔ ۲۰۸

همچنان مهر توام مونس جان است که بود

همچنان ذکر توام ورد زبان است که بود

شوقم افزون شد و آرام کم و صبر نماند

در فراق تو، ولی عهد همان است که بود

کی بود کی که دگر بار بگویند اغیار

که فلان باز همان یار فلان است که بود؟

ما همانیم و همان مهر و محبت لیکن

یار با ما به عنایت نه چنان است که بود