غزل شمارهٔ ۲۱۲

باد صبا به باغ به بوی تو می‌رود

در گلستان حکایت روی تو می‌رود

چونت خرم به جان که به بازار عاشقی

هر دو جهان به یک سر موی تو می‌رود

با باد بوی توست دل ناتوان من

گر می‌رود به باد، به بوی تو می‌رود

زان آمدم که بر سر کوی تو سر نهم

مقبل کسی که در سر کوی تو می‌رود