غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

چون بی‌خبری ز شور اوباش

آن چهره که رشک فخر فقرست

با ناخن زشت خویش مخراش

آن بت به خیال درنگنجد

بت‌ها به خیال خانه متراش

جمله بت و بت پرست چون اوست

غیر کل و جمله چیست جز لاش