غزل شمارهٔ ۲۵۶

آنکه از جان دوست‌تر می‌دارمش

او مرا بگذاشت، من نگذارمش

دل بدو دادم ز من رنجید و رفت

می‌دهم جان تا مگر باز آرمش

آنکه در خون دل من میرود

من چو چشم خویشتن می‌دارمش

قالبی بی‌روح دارم می‌برم

تا به خاک کوی او بسپارمش