غزل شمارهٔ ۲۵۹

ماییم به پای تو در افکنده سر خویش

وز غایت تقصیر سرانداخته در پیش

انداخت مرا چشم کماندار تو چون تیر

زان پس که برآورد به دست خودم از کیش

ای بسته به قصد من درویش میان را

زنهار میازار به مویی دل درویش

من شور تو دارم که لبان نمکینت

دارند بسی حق نمک بر جگر ریش