غزل شمارهٔ ۳۱۷
نو بهار است ای صنم، عیش بهار آغاز کن
ساخت برگ گل صبا، برگ صبوحی ساز کن
غنچه مستور در بستان ورق را باز کرد
عارفا از نام مستوری ورق را باز کن
گر شرابی میخوری، با نرگس مخمور خور
ور حریفی میکنی، با بلبل دمساز کن
لاله و نرگس به هم جام صبوحی میکشند
صبح خیزان چمن را مطربا آواز کن