غزل شمارهٔ ۱۲۵۲

آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

بوک این همت ما جانب بستان کشدش

گر چه جان را نبود قوت این گستاخی

آنک جان از مدد رحمت جانان کشدش

هر دم از یاد لبش جان لب خود می‌لیسد

ور سقط می‌شنود از بن دندان کشدش

جانب محو و فنا رخت کشیدند مهان

تا بقا لطف کند جانب ایشان کشدش