غزل شمارهٔ ۳۷۲

همرنگ رویش در چمن، گل یاسمن گردید می

دایم به بویش چون صبا، گرد چمن گردید می

این گل به دامن چیدنم، باشد ز شوق عارضت

کو خاری از باغ تو تا دامن ز گل در چیدمی

در حلقه سودای او، مردی به گردی می‌رود

من نیز سودا می‌کنم، باری بدان ار رندمی

هر کس شناعت می‌کند، بر من که نشنیدی سخن

گر من سخن بشنید می، چندین سخن نشنیدمی