غزل شمارهٔ ۳۸۲

مبارک منزلی، کانجا فرود آید چو تو ماهی

همایون عرصه‌ای، کارد به سویش رخ چنین شاهی

روان شد موکب جانان چرایی منتظر ای جان؟

چو خواهی رفت ازین بهتر نخواهی یافت همراهی

مکن عیبم که می‌کاهم چو ماه از تاب مهر او

که گر ماهی تب مهرش کشد گویی شود کاهی

مرا نقدی که در وجهش نشیند نیست الا شک

مرا پیکی که ره آرد به کویش نیست جز آهی