قطعه شمارهٔ ۱۳

ای خداوندی که پر شد گنبد فیروزه رنگ

گوش تا گوش از صدای کوس فتح و نصرتت

چون خروش نوبتت بشنید گردون گفت من

پیر گشتم نوبت من رفت و آمد نوبتت

دامن آخر زمتان پر شد ز فیض بخششت

گردن گردون دون خم شد ز بار منتت

پادشاها بنده در حضرت به رسم عرضه داشت

انبساطی می‌نماید بر امید رحمتت