قطعه شمارهٔ ۴۰

مشیر ملک و صلاح زمانه عزالدین

که هر چه هست به جز خدمت تو نیست صلاح

هرآنچه بر دل خصمت گذشته کج بوده

مگر به روز نبرد تو در سهام و رماح

به هر زمین که گذر کرده باد آبادی

نسیم معدلتت جسته از مهب ریاح

بزگوارا یک شمه بشنو از حالم

که چیست بر دلم از گردش صباح و رواح