قطعه شمارهٔ ۸۵
هلال غره دولت وجیه دولت و دین
که با ضمیر تو خورشید راضیا نبود
هلال خواندمت زانکه زاده شمسی
وگرنه نام قمر، شمس را سزا نبود
به عهد خلقت اگر نافه دم زند از مشک
حقیقت است که بی آهو و خطا نبود
چه ابر با تو اگر لاف زد مرنج که ابر
گدای یم بود و در گدا حیا نبود