قطعه شمارهٔ ۹۴

شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد

سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید

که بر خلاف طباع زمانه می‌بینم

که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید

زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع

کمال دولت فضل است از زمانه بعید

چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دم

زبان تیغ که بودی دراز در تهدید