غزل شمارهٔ ۱۲۸۳

ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

که عشق هست براق خدای می‌تازش

تبارک الله در خاکیان چه باد افتاد

چو آب لطف بجوشید ز آتش نازش

گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی

ز عشق آنک درآید به چنگل بازش

گرفت چهره عشاق رنگ و سکه زر

ز عشق زرگر ما و ز لذت گازش