غزل شمارهٔ ۱۲۸۵

شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

چه باده‌هاست بتم را در آن کدوی ترش

به قاصد او ترشست و به جان شیرینش

که نیست در همه اجزاش تای موی ترش

هزار خمره سرکه عسل شدست از او

که هست دلبر شیرین دوای خوی ترش

زهای و هوی ترش‌های ماش خنده گرفت

حلاوت عجبی یافت‌های و هوی ترش