قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در مدح دلشاد خاتون
مصور ازل از روح، صورتی میخواست
مثال قد تو را برکشید و آمدراست
بنفشه سنبل زلفت به خواب دید شبی
علی الصباح پریشان و سرگران برخاست
همه خیال سر زلف بار میبندم
شب دراز و برانم که سر به سر سوداست
خیال سرو بلندت در آب میجویم
زهی لطیف خیالی که در تصور ماست