قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح سلطان الوزرا محمد زكریا

سرو با قد تو خواهد که کند بالا راست

راستی نیستش این شیوه که بالای تو راست

چشم سرمست تو را عین بلا می‌بینم

لیکن ابروی تو چیزی است که در بالای بلاست

سرو می‌خواست که با قد تو همسایه بود

سایه قد تو دیدم زکجا تا به کجاست

تو جم ملک جمالی، دهن انگشتریت

مشکل این است که انگشتریت نا پیداست