قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح سلطان اویس

چمن از بلبل و گل، برگ و نوایی دارد

عالم از طلعت تو، نور و صفایی دارد

مجلس عیش بیارای که رضوان بهشت

دیده‌ها بر سر ره، گوش صلایی دارد

بر سراپرده گل پرده‌سرا شد بلبل

راستی گل به نوا، پرده‌سرایی دارد

ورق صورت نقاش فروشو که کنون

شاخ بر هر ورقی، چهره گشایی دارد