قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان اویس

هدهدی حال صبا پیش سلیمان می‌برد

قاصدی نزد نبی پیغام سلمان می‌برد

ماجرای قطره افتاده را یک یک جواب

کرده از بر تا به نزد بحر عمان می‌برد

ذره را از خویش اگرچه قصد پادر هواست

کرده روشن پیش خورشید درخشان می‌برد

بادگردی از زمین بر آسمان می‌آورد

آب خاشاکی به سوی باغ رضوان می‌برد