قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در مدح امیر شیخ حسن

ما را از تو چشم بد ایام جدا کرد

چشم بد ایام چه گویم چها کرد؟

با چشم و دل سوختگان روز فراقت

آن کرد که با روشنی شمع صبا کرد

ما یار ندیدیم که با یار بسر برد

ما دوست ندیدیم که با دوست وفا کرد

زلفت به سر خویش و جمالت به جدایی

هریک چه دهم شرح که بر من چه جفا کرد