قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در مدح سلطان اویس

وصف ماه من چو شعری را منور می‌کند

آفتاب از مطلع آن شعر سر بر می‌کند

لعل را لعل سبک روحش همی دارد گران

قند را لعل شکرریزش مکرر می‌کند

چشم مستش کرد با جانم بدور لعل او

آنچه ساقی با خرد در دور ساغر می‌کند

فصلی از دیباچه حسن تو می‌خواند بهار

لاجرم رخسار گل را از حیا تر می‌کند