قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح سلطان اویس

باد سحرگهی به هوای تو جان دهد

آب حیات را، لب لعلت نشان دهد

در بوستان به یاد دهن تو غنچه را

هر دم هزار بوسه صبا بر دهان دهد

ز انسان که عکس ماه دهد حسن روی گل

رویت به عکس حسن مه آسمان دهد

گلگونه از جمال تو خواهد به عاریت

باد صبا چو عرض گل و گلستان دهد