قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح سلطان اویس
فرخ اختر اختری دری و دری شاهوار
شد ز برج خسروی و درج شاهی آشکار
آسمان در حلقه بر خود گوهری می داشت گوش
ساخت امروزش برای آفرینش گوشوار
سالها می جست چشم آفتاب نوربخش
تا به ماهی نو منور کردش اکنون روزگار
مادر ایام را آمد به فرعون و بخت
قره العینی ز روز نیک گردون در کنار