قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - درمدح امیر سیخ حسن نویان

به چشم و ابرو و رخسار و غمزه می‌برد دلبر

قرار از جسم وخواب از چشم وهوش از عقل وعقل از سر

نباشد با لب و لفظ وجمال وحال او مارا

شکر در خورد ومی در کام ومه در وجه وشب در خور

سر زلف ورخ خوب وخط سبز ولب لعلش

سمن سای ومه آسای وگل آرای وگهر پرور

عذار وخط ورخسار ولب ودیدار و گفتارش

بهار وسبزه وصبح وشراب وشاهد وشکر