قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح دلشاد خاتون

زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل

خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل

ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو

وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل

زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی

رخسار و خال مشکین کافور و حب فلفل

سودای زلف مشکین دارد دل شکسته

دیوانه گشت مسکین می بایدش سلاسل