قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح سلطان اویس

نسیم صبح سلامم به دلستان برسان

پیام بلبل عاشق به گلستان برسان

به همرهیت روان را روانه خواهم کرد

روانه کرد به جانان روان روان برسان

هزار قصه رسیدست زمن به گوش به گوش

مگر مجال نباشد یکی از آن برسان

کمند طره ی او با کمر چو در پیچد

دقیقه ای زتن من در آن میان برسان