قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در موعظه ونصیحت

زحبس نفس خلاص ای عزیز اگر یابی

سریر سلطنتت مصر جان مقر یابی

از این خرابه کنگر مقام اگر ببری

فراز کنگره یعرش مستقر یابی

اگر به چشم تامل به خاک در نگری

به زیر پای خود اندر هزار سر یابی

کمال قدر وشرف می کنی طلب چون ما

منازلی که تو می جویی از سفر یابی