بخش ۵ - آغاز داستان

شنیدم که شاهی به ایران زمین

سزاوار دیهیم و تاج و نگین

زر افشان چو خورشید در گاه بزم

سر افشان چو شمشیر درگاه رزم

ز آب کفش بحر گریان شده

ز تاب تفش ببر بریان شده

اگر با فلک در کمر دست کین

زدی آسمان را زدی بر زمین