غزل شمارهٔ ۱۲۹۴

کل عقل بوصلکم مدهش

کل خد ببینکم مخدش

مست گشتم ز طعنه و لافش

دردیش خوشتر است یا صافش

بصر العقل من جلالتکم

مثل الترک عینه اخفش

کر شوم تا بلندتر گوید

هر که او دم زند ز اوصافش