شمارهٔ ۵ - مدح و ثنای راستین

جام صبوح می‌دهد نور و صفای صبحدم

گویی آفتاب وش نور فزای صبحدم

صبح رسید و می‌رود یکدمه‌ای که حاضر است

از می و چنگ ساز کن برگ و نوای صبحدم

خاست هوای صبحدم جان به تن پیاله ده

هان که پیاله می‌دهد جان به هوای صبحدم

جلوه کنان عروس صبح آمد و می دمد افق

از زر مغربی خور روی نمای صبحدم