شمارهٔ ۸ - سیل حادثه

بر سرای کهنه دلگیر دنیا دل منه

رخت جان بردار و بار دل درین منزل منه

ساحل دریای جان آشوب مرگ است این سرای

هان بترس از موج دریا بار بر ساحل منه

حادثه سیل است خیل افکن گذارش بر جهان

بر گذار سیل خیل افکن بنای گل منه

در جهان اندیشه‌ای بنیاد کردن باطل است

هیچ بنیادی برین اندیشه باطل منه