بخش ۲۰ - راز گفتن جمشید با پدر و مادر

در آخر غنچه این راز بشکفت

حدیث خواب یک یک با پدر گفت

پدر گفت: «این پسر شوریده حالست

حدیثش یکسر از خواب و خیالست

همی ترسم که او دیوانه گردد

به یکبار از خرد بیگانه گردد»

به مادر گفت: «تیمار پسر کن

علاج جان بیمار پسر کن»