بخش ۳۸ - گفتگوی جمشید با شمع
ملک با شمع گفت ای گرم رو، نرم !
من اندر آتشم بر من مشو گرم
نه گفتی رهروان را ره نمایم؟
نه گفتی عاشقان را پیشوایم؟
من عاشق درین شب های تنها
ز راه افتاده ام ، راهیم بنما
جوابی خواست دادن شمع بازش
زبان اندر دهن بگرفت گازش
ملک با شمع گفت ای گرم رو، نرم !
من اندر آتشم بر من مشو گرم
نه گفتی رهروان را ره نمایم؟
نه گفتی عاشقان را پیشوایم؟
من عاشق درین شب های تنها
ز راه افتاده ام ، راهیم بنما
جوابی خواست دادن شمع بازش
زبان اندر دهن بگرفت گازش