بخش ۴۱ - غزل

زهی دو نرگس چشمت در ارغنون خفته

دو ترک مست تو با تیر و با کمان خفته

کلاله ات ز کنار تو ساخته بالین

ز برگ گل زده خرگاه و در میان خفته

فتاده بر سمن عارضت دو خال سیاه

دو زنگی اند بر اطراف بوستان خفته

چه ز آن دو خانه مشکین نمی کنی؟ که تراست

هزار مورچه بر گرد گلستان خفته