بخش ۴۳ - از خمار باز آمدن جمشید

ملک در خواب صوت چنگ بشنید

چو باد صبحدم بر خود بخندید

خمار آلود سر، برخاست از خواب

شراب و آب و مطرب دید مهتاب

چو مه بیدار شد خورشید برجست

خرامان شد به برج خویش بنشست

صبا می داد بویی از بهارش

سمن را بود رنگی از نگارش