بخش ۵۷ - بیتابی جمشید در فراق خورشید

چمن بی گل ،فلک بی ماه می دید

بدن بی جان ،جهان بی شاه می دید

ز بی یاری شکسته چنگ را پشت

بمانده نای و نی را باد در مشت

فتاده ساغر می دل شکسته

صراحی در میان خون نشسته

میان بزمگه گلها پریشان

عنا دل نوحه گر بر حال ایشان