بخش ۷۳ - رباعی

امشب که شبم به وصل تو می گذرد،

دامی ز سر زلف خود، ای دام خرد،

بر روی هوا بگستران تا ناگاه

زاغ شب از این سراچه بیرون نپرد

بوصف الحال خورشید دل افروز

دو بیت آورد مطبوع و جگر سوز

امشب که شد آن ماه فلک مهمانم،

بنشینم و داد خوش از او بستانم