بخش ۷۴ - قطعه

شب دوشین بت نوشین لب من

چو می کرد از برم عزم جدایی

بدان تاریکی اش در برگرفتم

چه گفتم؟ گفتمش کای روشنایی،

چو آخر داشتی با آشنایان

سر بیگانگی و بیوفایی ،

میان آشنایان روز اول

چه بودی گر نبودی آشنایی