بخش ۸۸ - ستایش قیصر از دلاوری جمشید

فرستاد افسر و خورشید را خواند

بر خود چون مه خورشید بنشاند

حدیث صید گاه و شیر و جمشید

حکایت کرد یک یک پیش خورشید

بدو گفت این پسر خسرو نژادست

که خسرو سیرت و خسرو نهاد است

رخش آیینه آیین شاهی است

ز سر تا پا همه فر الهی است