بخش ۹۶ - دوبیتی

از دیده دلم روز وداعش نگران شد

با قافله اشک در افتاد و روان شد

ای جان کم از او گیر برو با غم او باش

دل رفت و همه روزه در آن می نتوان شد

جوابش داد جم کای مایه ناز

طراز خوبی و پیرایه ناز

تن و جان کرده ام وقف هوایت

سرم بادا فدای خاک پایت