غزل شمارهٔ ۱۳۰۷

ای مونس و غمگسار عاشق

وی چشم و چراغ و یار عاشق

ای داروی فربهی و صحت

از بهر تن نزار عاشق

ای رحمت و پادشاهی تو

بربوده دل و قرار عاشق

ای کرده خیال را رسولی

در واسطه یادگار عاشق