بخش ۱۰۷ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چین

ز شوق ملک چین آهی بر آورد

به نرگس زار آب از دل در آورد

شد از آه ملک خورشید در تاب

ملک را گفت: کای شمع جهانتاب

چرا هر لحظه دود از دل برآری؟

چرا خونین اشک از دیده باری؟

همانا از هوا می ریزی این دمع

سرت با شاهدی گرمست چون شمع