دع نفسک و تعال

بگذر از نقش عالم گل تو

ره تو و راهروتو منزل تو

رهروی‌، روسخن زمنزل گوی

همره و همنشین مقبل جوی

چون تو غافل نشینی از کارت

نبود لطف ایزدی یارت

در سرای اثیر خواهی بود

جفت رنج و زحیر خواهی بود