**‌*

تا جهان است کار او این است

نوش او نیش و مهر اوکین است

اندر این خاکدان افسرده

هیچ کس نیست از غم آسوده

آنچنان زی درو که وقت رحیل

بیش باشد به رفتنت تعجیل

رخت بیرون فکن زدار غرور

چه نشینی میان دیو شرور؟‌