در صفت کبر و عجب
خوبرویی تو زشتخوی مباش
راست بشنو دروغ گوی مباش
بامن پیوسته تازه روی و لطیف
تا شوی در میان جمع حریف
چون زنخوت کنی دماغ تهی
پای بر تارک سپهر نهی
وگر از کبر برتریطلبی
سرفرازی و سروریطلبی،
خوبرویی تو زشتخوی مباش
راست بشنو دروغ گوی مباش
بامن پیوسته تازه روی و لطیف
تا شوی در میان جمع حریف
چون زنخوت کنی دماغ تهی
پای بر تارک سپهر نهی
وگر از کبر برتریطلبی
سرفرازی و سروریطلبی،