فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل
اندرین ملک پادشاه، دلست
در ره سدره بارگاه دلست
کالبد هیچ نیست عین، دلست
ساکن «بین اصبعین» دلست
قابل نقش کفر و دین است او
تختهٔ مشق مهر وکین است او
قصه جام جم بسی شنوی
واندر آن بیش وکم بسی شنوی
اندرین ملک پادشاه، دلست
در ره سدره بارگاه دلست
کالبد هیچ نیست عین، دلست
ساکن «بین اصبعین» دلست
قابل نقش کفر و دین است او
تختهٔ مشق مهر وکین است او
قصه جام جم بسی شنوی
واندر آن بیش وکم بسی شنوی